۲۰۰۸/۱۱/۲۰


ماه چشمهاي علي

كوچيك كه بوديم ماه ميافتاد توچاه . چاه با چند چين آجراززمين كشيده بودبالا.ماه توآب گردوسفيدوتپل نبودولي مدام براي ما كرشمه مي آمديه جوري بودكه دلت مي خواست بغلش كني وبوسش كني . ماه توآب هميشه نبود.وقتي نبود ما هم نبوديم و سكوت مي افتاد توخانه خاله بزرگ .وقتي موعد كرشمه ماه بود ما چندتا بچه هياهوكنان دورچاه قبل ازنشستن ماه برآب چاه با چانه تكيه داد بردودست ودست تكيه داده برلبه چاه؛ زل زده به آب چاه بادلي منتظر، به اولين تكبيرصداي اذان نفس حبس شده درسينه بيرون ميداديم ماه امده بود ونشسته بودبرچشم ما وهي كرشمه مي امد.علي مي گفت مي دونم چيكار كنم كه ماه توي اب برقصه .علي هميشه فكرهايي داشت كه ما نداشتيم .و آنوقت يه سنگ بزرگ برمي داشت مي انداخت توچاه وماه تو چاه مي رقصيد وعلي با رقص ماه دوبار دورخودش مي چرخيدودستهاي مشت كرده اش رامي داد بالاومي گفت: اينم براي رقص ماه من .وآنچنان جيغ مي كشيد كه جيغش صداي خاله بزرگ را درمي اورد.علي اينقدرعاشق ماه تو چاه بود كه هميشه انگاردوتا ماه توچاه چشمهاي اون با ادم چشمك مي زنند.
محبوبه يه غروب گفت: مي خوادماه راازچاه دربياره علي مي گفت
اين كاررونكن قشنگيش به همينه كه توچاه باشه . محبوبه سطل كنارچاه را برداشت وانداخت توچاه وماه را گرفت .ماه با سطل بالا آمد علي گريه كنان رفت وما ذوق زده دست كرديم درماه وسط سطل كه بگيريمش.ماه ازبين دستهاي ما ليزمي خورد.آرزوسطل رو تكان داد سطل افتادتو چاه.آرزورفت ماه رو برگردونه پريد تو چاه ماه با آروزبالا نيامد واروزهم با ماه ديگه نيومد. ماه برگشته بود روي چاه اما علي هم ديگه هيچوقت برنگشت تا كرشمه قلابي ماه روببينه.
بزرگترها گفتند خاله بزرگ رفت همان جايي كه شما دوست داريد پيش ماه وما كوچكترها گفتيم خوشبحال خاله بزرگ كه بالاخر ه تونست ماه رابغل كنه .
نفهميدم كي ماه از چاه خونه خاله بزرگ درآمد ورفت نشست توآسمان . ماه تو آسمان گرد بود وسفيد اما قشنگ نبود وبلد نبود كرشمه بياد.
به محبوبه ميگم: محبوبه به نظرتو كدوم ماه قشنگتره ؟ ماه تو چاه يا آسمان؟محبوبه با تعجب نگاهم مي كنه ميگه :وا!! مگه الانا هم ميشه ماه روديد.
آرزو ميگه : من اگه بخوام ماه ببينم ماه مي كشم ومي شينم نگاهش مي كنم . گفتم : آرزو پس كرشمه اش
رو چيكارميكني اون رو هم ميكشي !
كاش علي بود وازش مي پرسيدم:علي هم هيچوقت ماه توچاه را به اون سلطنت خانم گردوسفيدنشسته بروسط آسمان ترجيح نمي داد. وقتي علي رو با يه اعلاميه گرفتندپس اون اعدامش كردند ومادروپدرش اونو توباغچه كوچيك خونه خودشون با دستهاي خودشون خاك كردندگفتند:دوتا ماه رقصان تو چشمهاش بود.علي خيلي بدجنس بود هيچوقت به ما يادنداد كه چيكارمي كنه كه دوتا ماه توچاه چشماش مدام به ادم چشمك مي زدند.

سي آبان هشتادوهفت  


0 نظرات: