وقايع نگاري ايجاد يك وبلاگ
قريب به يك ساله كه مي خواستم وبلاگي داشته باشم .ايده اوليه اش رو از فروغ*گرفتم(وقتي سال گذشته در خونه اش همديگر رو ديديم و وبلاگش رونشونم داد) تا قبل از اون فكري براي ساخت وبلاگ نداشتم .فروغ تشويقم كرد كه يه وبلاگ براي خودم داشته باشم . قرار شد يه قالب خودش برام درست كنه كه نتونست. مهم نبود منتظربابا لنگ درازم شدم كه بياد و واون موقع ازش بخوام كه كمكم كنه براي ساخت وبلاگ. دوتا بسته كاپوچينوي انگليسي گذاشتم كنار براي خودم وخودش براي اون روزموعود. روزي كه معلوم نبود كي هست اون نيومد روزهاي بعد هم نيومد روزهاي بعدترش هم نيومد وقتي روزها به سال دوخته شد هم اون نيومد . امسال هم مثل سال گذشته اون نيومد سال بعد هم قرار نيست بياد ودرواقع قرارنبوده كه اون بياد ومن فكر كردم كه اون مياد .واين راهي بود كه من با افكارم ساخته بودم بر روحم وقلبم راهي كه هر چه جلوتر رفتم به سراب نزديك تر شد . و بعدها فكر كردم چه انتظار بيهوده ايي است چشم براه كسي ماندن كه پايي و دلي به راه من نداره .بيهوده به همدلي كسي كه به اشاره تلنگري همدلي ودوستي خالصانه ايي را ناديده مي گيره وحباب هاي سوتفاهم رودريايي درست مي كنه برويران كردن اين دوستي . چرايش را هنوزهم نفهميدم .
تاريخ مصرف كاپوچينوها گذشت و انداختمشون دور مثل تاريخ مصرف دوستي من وبابالنگ درازكه لابدازنگاه اون گذشته وانداخته دور.اما من دور نمي اندازمشون . دوستي پاك وخالصانه ايي بودميگذارم يه گوشه ايي ازوجودم باقي بمونه همان جايي كه بقيه ماندگاريهاي دلم روگذاشتم.
واين شد كه ياد گرفتم نبايد منتظركسي بمونم تا كاري برام انجام بده و مثل همه كارهاي زندگيم خودم بايد انجامش بدم . بعد همه سواد كامپيوتري من قد داد به درست كردن وبلاگ در بلاگفا اون هم بعد از كلي تلاش وممارست ! چند پست هم نوشتم ولي قالبش منو را ضي نمي كرد يه چيزي كم داشت ويا من بلد نبودم پيامها را مديريت كنم . وگذشت تا دوباره در قالب بلاگر كه به فارسي شده تلاش وممارست خودم را ادامه دادم! اما همين هم با مشقت بود به قولي هزار كرد كمري شدند تا من تونستم يه قالب وبلاگ براي خودم درست كنم. فكر مي كردم در زمينه نرم افزار كامپيوتر زياد خنگ نيستم ولي مثل اين كه در اين مورد خنگي بارز شده !
* مشاهده وبلاگ فروغ درخواندنيها
تاريخ مصرف كاپوچينوها گذشت و انداختمشون دور مثل تاريخ مصرف دوستي من وبابالنگ درازكه لابدازنگاه اون گذشته وانداخته دور.اما من دور نمي اندازمشون . دوستي پاك وخالصانه ايي بودميگذارم يه گوشه ايي ازوجودم باقي بمونه همان جايي كه بقيه ماندگاريهاي دلم روگذاشتم.
واين شد كه ياد گرفتم نبايد منتظركسي بمونم تا كاري برام انجام بده و مثل همه كارهاي زندگيم خودم بايد انجامش بدم . بعد همه سواد كامپيوتري من قد داد به درست كردن وبلاگ در بلاگفا اون هم بعد از كلي تلاش وممارست ! چند پست هم نوشتم ولي قالبش منو را ضي نمي كرد يه چيزي كم داشت ويا من بلد نبودم پيامها را مديريت كنم . وگذشت تا دوباره در قالب بلاگر كه به فارسي شده تلاش وممارست خودم را ادامه دادم! اما همين هم با مشقت بود به قولي هزار كرد كمري شدند تا من تونستم يه قالب وبلاگ براي خودم درست كنم. فكر مي كردم در زمينه نرم افزار كامپيوتر زياد خنگ نيستم ولي مثل اين كه در اين مورد خنگي بارز شده !
* مشاهده وبلاگ فروغ درخواندنيها
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر